پسرای مامان

قند عسل های مامان

عکس

 

اینم عکس داغ داغ امروز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط الناز  | 

تولد رها

 

سلام پسرای خوشگل مامانی

دیشب با خاله شیما و عمو محسن رفته بودیم تولد یه دختر خانوم خوشگل

به اسم رها که سندش خورد به اسم علیرضا

خیلی خیلی خیلی بهمون خوش گذشت مامان ساغر رها خانوم هم کلی

خانومه بابا حمیدش هم خیلی آقاست و هم خیلی خاکی و مهربون

خلاصه کلی از دست خاله شیما با اون شکم قلمبش خندیدم عمو محسن

هم مثل همیشه مهربون بود و می خندید و دل امیرعباس ما رو با نفسش می برد

ما که دیگه داریم واسه دیدن عروس کوچولومون روز شماری می کنیم

همش هم دعا می کنیم که خدا نفس جونمون رو به موقع و سالم و سلامت و

خوشگل بذاره تو بغل مامان و باباش و البته امیرعباس خان

خوب کجا بودم آهان داشتم می گفتم که تولد خیلی خوش گذشت اما حیف که

یه ویروسه خیلی بد جنس رفته بود سراغ رها جونم

البته ویروس ماده بود اگه نر بود علیرضا کلی غیرتی می شد و مجلس رو بهم می زد

دیگه جونم واستون بگه گل پسرای مامانی رها یه لباسای خوشگلی تنش کرده بود که نگو

مامان ساغرش گفت که مامان بزرگش براش دوخته خیلی خیلی ناز شده بود

خدا انشاال.. همه ی نینی هارو واسه مامان باباهاشون نگه داره و بهشون ببخشه

الهی آمین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط الناز  | 

 

سلام پسرای خوشگل مامانی

الهی قربون شکلتون برم ببخشید دیر اومدم مامانی های گلم

از یک هفته پیش تا حالا یه ویروسه خیلی بی ادب سر زده اومده بود خونمون

هر چهارتامون رو گرفتار کرده بود به امید خدا امروز حالمون بهتر بود

انشاال.. که دیگه هیچ وقت مریضی شما گلای خوشگلم رو نبینم

راستی فردا قراره بریم جشن تولد یه دخمل خوشگل به اسم رها که یک ساله

می شه از همه با حال تر اینکه خاله شیما و عمو محسن هم می آن

خیلی خیلی کیف می ده فردا شب به امید خدا می آم عکس های شما جیگرهارو

می ذارم

بوسسسسسسسسسسسسسسس

+ نوشته شده در  جمعه 15 مرداد1389ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط الناز  | 

الهی آمین

 

سلام به پسرای ناز مامانی

امسال نیمه شعبان یکی از بهترین روزای خانواده ی کوچولوی چهار نفری ما بود

مثل سالهای قبل رفتیم هم وزن علیرضا شیرینی گرفتیم و پخش کردیم بعد هم

رفتیم خونه ی خاله شیما و عمو محسن

خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و از خدا خواستیم که عمو محسن صدو بیست

ساله بشه و کنار خاله شیما و نفس گلشون خوشبخت و سربلند زندگی کنن

امسال علیرضا دوازده کیلو بود و امام زمان هم دوازدهمین امام

نمیدونم شاید یه ارتباط معنوی توی این عدد ها باشه اما من که همیشه

از خدا سلامتی خواستم اول از همه برای بچه هایی که گوشه ی بیمارستان ها

تمام اسباب بازیشون توی سرنگ و آمپول و سرم خلاصه می شه و بعد هم برای

پسرای گلم که جونم به جونشون بنده

خدایا من بنده ی گنه کار تو ام به حق پاکی بچه هام به حق مادر بودنم از این عید

تا عید فطر دل همه ی مادرای چشم به راهت رو شاد کن الهی آمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 4:16 قبل از ظهر  توسط الناز  | 

 

 پسرای خوشگل مامان سلام

امشب با بابایی و مادر بزرگه رفتیم عروسی خیلی خیلی خوش گذشت

علیرضای خوشگلم با بابا جونش رفت مردونه آخه پسر خوشگلم دیگه مرد

شده امیرعباس مامان هم با مامانش اومد زنونه و مثل همیشه با صبوریش

مامانی رو خوشحال کرد کلی از دخترا عاشقش شدن

اینم عکس داغ داغ مال امروز

+ نوشته شده در  شنبه 2 مرداد1389ساعت 2:52 قبل از ظهر  توسط الناز  |